ترجمه "lanpetuta" به فارسی
مشغول ترجمه "lanpetuta" به فارسی است.
lanpetuta
-
مشغول
adjectiveKrimena eta zigorra Estatu Batuetan gaitzat duen proiektu zabal batean aritu naiz lanean.
مشغول کار روی پروژه ای طولانی درباره جنایت و تنبیه در آمریکا بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lanpetuta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lanpetuta" با ترجمه به فارسی
-
کارسوق
-
اثر · شغل · کار · کار حیاتی · کار عمده
-
قلابدوزی
-
نیروی کار
-
اداره منزل · تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مشق
-
فعال در کارهای تاریخی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن