ترجمه "larru" به فارسی
پوست, چرم, پوست خام بهترین ترجمه های "larru" به فارسی هستند.
larru
-
پوست
nounEsan nahi dizut ez ditudala larru horiek galduko.
دارم بهت ميگم که اين پوست ها رو از دست ميديم
-
چرم
nounErabaki zuen onena zela bere larruzko zapata marroiak jaztea.
تصمیم گرفت کفش های چرم قهوه ای ش بهترین انتخاب برای پا کردنه
-
پوست خام
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " larru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Larru
-
چرم
nounErabaki zuen onena zela bere larruzko zapata marroiak jaztea.
تصمیم گرفت کفش های چرم قهوه ای ش بهترین انتخاب برای پا کردنه
عباراتی شبیه به "larru" با ترجمه به فارسی
-
سراجی
-
سراجی
-
دباغ · شش پنس
-
دباغی
-
موش خرما
-
مراکش · کشور مغرب
-
ساییدگی
-
پلنگ گربه وحشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن