ترجمه "lehor" به فارسی

خشک, khoshk بهترین ترجمه های "lehor" به فارسی هستند.

lehor
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشک

    adjective

    Nire aita begiratu nuen, eta gero zelai lehor haiek.

    به پدرم نگاه کردم، و به مزرعهٔ خشک نگاه کردم.

  • khoshk

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lehor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lehor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lehor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه