ترجمه "lehor" به فارسی
خشک, khoshk بهترین ترجمه های "lehor" به فارسی هستند.
lehor
-
خشک
adjectiveNire aita begiratu nuen, eta gero zelai lehor haiek.
به پدرم نگاه کردم، و به مزرعهٔ خشک نگاه کردم.
-
khoshk
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lehor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lehor" با ترجمه به فارسی
-
آموزش ابتدایی
-
جنگ جهانی اول
-
صدر اعظم · صدراعظم · نخست وزیر · نخستوزیر
-
ماده اولیه
-
دکمه چپ موش
-
شیر
-
بانوی اول
-
سشوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن