ترجمه "leiho" به فارسی

پنجره, پَنجِرِه, جام پنجره بهترین ترجمه های "leiho" به فارسی هستند.

leiho noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجره

    noun

    Hiru aste egin ditut kanpoan, eta oraindik ez leihorik, ez aterik.

    سه هفته هست که نيستم و هنوز نه پنجره ها درست شده نه دري گذاشته شده.

  • پَنجِرِه

  • جام پنجره

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حائل
    • دیافراگم
    • شیشه پنجره
    • پشت پنجره
    • پنجر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leiho " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Leiho
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجره

    noun

    Leiho honetatik atera zen, antza.

    حدس مي زنم از داخل اين پنجره بيرون اومده باشه

تصاویر با "leiho"

عباراتی شبیه به "leiho" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leiho" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه