ترجمه "lurralde" به فارسی
سرزمین, قلمرو بهترین ترجمه های "lurralde" به فارسی هستند.
lurralde
-
سرزمین
nounEskualdek benetan lurralde itzela izan behar du, Gamgee Maisu lorezainek ohore handi hauek badituzte.
شایر باید سرزمین جالبی باشه ارباب گمجی اگر به باغبون ها اینقدر بها میدن
-
قلمرو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lurralde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lurralde" با ترجمه به فارسی
-
سرزمین شمالی
-
سرزمین عجایب · سرزمین پرنعمت
-
باخاک یکسان کردن · تراز کردن · خراب کردن
-
ایستگاه زمینی
-
تلویزیون دیجیتال زمینی
-
قلمرو (جانوران)
-
معماری منظر
-
منطقه ویژه اداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن