ترجمه "mirra" به فارسی

مر, نوعی صمغ, مرّ بهترین ترجمه های "mirra" به فارسی هستند.

mirra
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مر

    noun

    Opariak dakartzate, urrea, intsentsua eta mirra.

    با هدايایی در دست آنها طلا، کندر، و مر می آورند.

  • نوعی صمغ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mirra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mirra
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرّ

عباراتی شبیه به "mirra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mirra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه