ترجمه "modu" به فارسی
حالت, ادب, خلق بهترین ترجمه های "modu" به فارسی هستند.
modu
noun
-
حالت
nounZorte ona izan duzu, pistola ez zegoen hiltzeko moduan.
شانس آوردی اسلحه ام رو حالت کشتار نبود.
-
ادب
nounZure moduko gizon batek zenbait ohitura errespetatzea espero nuen.
از مردي در موقعيت شما انتظار دارم... که آداب و رسوم رو رعايت بکنه.
-
خلق
noun
-
ترجمه های کمتر
- روش
- قسم
- نوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modu" با ترجمه به فارسی
-
مدولاسیون دامنه
-
حالت طراحی
-
مدولاسیون
-
حالت آفلاین
-
حالت انتقال نامتقارن
-
حالت آدرسدهی
-
مدولاسیون فرکانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن