ترجمه "moztu" به فارسی

بریدن, آراستن, ادامه ندادن بهترین ترجمه های "moztu" به فارسی هستند.

moztu دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریدن

    verb

    18 zm.ko xafla, tarteka zerraduna, oreka ona du mozterakoan.

    تیغه هفت اینچی ، دندانه دار ، متعادل موقع بریدن.

  • آراستن

    verb
  • ادامه ندادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بس کردن
    • بهم فشردن
    • حذف قسمتی
    • سرشاخه زدن
    • مختصر کردن
    • هرس کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moztu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "moztu"

عباراتی شبیه به "moztu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moztu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه