ترجمه "munizio" به فارسی

توپ, قلعه, مهمات بهترین ترجمه های "munizio" به فارسی هستند.

munizio
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun
  • قلعه

    noun
  • مهمات

    noun

    Errebolber bat, kartutxoak eramateko gerrikoa eta nire Winchesterrarentzat munizioa behar ditut.

    یه هفت تیر ، یه جلد هفت تیر و یه مقدار مهمات برای وینچسترم میخوام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " munizio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Munizio
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمات

    noun

    Munizio termokeramikoko 2000 bala minutuko... tiratzeko ahalmena dute.

    با سلاح هایی مسلح هستن که میتونن... با مهمات حرارتیِ سرامیکی دو هزار دور در دقیقه شلیک کنند.

عباراتی شبیه به "munizio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "munizio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه