ترجمه "musu" به فارسی
بوسه, خرطوم فیل, رخسار بهترین ترجمه های "musu" به فارسی هستند.
musu
noun
-
بوسه
nounZertarako samurtasun hau guztia ez banauzu musukatzen?
همه ی این شیرینی ها چه بهایی دارد " اگر تو بوسه ای نثارم نکنی ؟
-
خرطوم فیل
noun -
رخسار
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیما
- صورت
- قیافه
- لقا
- لیوان
- ماچ
- چهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " musu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Musu
-
بوسه
nounMusurik gabe, ezin pentsatu, ordea.
ولي بدون يه بوسه چطور ميتونن فکر کنن ؟
تصاویر با "musu"
عباراتی شبیه به "musu" با ترجمه به فارسی
-
بوسیدن · ماچ کردن
-
طوطی دریایی اطلس
-
زنبورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن