ترجمه "negu" به فارسی
زِمِستان, زمستان, zemestān بهترین ترجمه های "negu" به فارسی هستند.
negu
noun
دستور زبان
-
زِمِستان
-
زمستان
nounEta minutu batez pentsatu eta esan zuen, "Lehen aldia da neguan neure senarraren aurpegia ikusi dezakedana."
چند لحظه ای فکر کرد و گفت " این اولین باریه که می تونم در زمستان صورت شوهرم رو ببینم."
-
zemestān
-
زمستانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "negu"
عباراتی شبیه به "negu" با ترجمه به فارسی
-
پپت صحرایی
-
شیرخوارگاه · عشرتکده · قلمستان · گرمخانه · گلخانه
-
سهره دمگاهسفید
-
اختلال عاطفی فصلی
-
ورزش زمستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن