ترجمه "olio" به فارسی
روغن, روغن بهترین ترجمه های "olio" به فارسی هستند.
olio
-
روغن
nounEgun honek olioak eskatzen du, bai horixe!
تو روزی مثل امروز نیاز به رنگ روغن هست ، بله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " olio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Olio
-
روغن
nounتوضیع مختصر
Ez zenuke hortik edan behar. Olio horrez beteta dago.
نباید از اون چاه آب بخوری ، پر شده از روغن چسبناک.
تصاویر با "olio"
عباراتی شبیه به "olio" با ترجمه به فارسی
-
وینگرت
-
روغن آفتابگردان
-
روغن پنبهدانه
-
نفت سیاه · نفت کوره
-
روغن · روغن اتومبیل · چربی · گریس
-
روغن هسته پالم
-
کانولا
-
روغن خرما · روغن نخل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن