ترجمه "onartu" به فارسی

اجازه دادن, امانت گذاردن, جورکردن بهترین ترجمه های "onartu" به فارسی هستند.

onartu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه دادن

    Verb

    Baliteke zerbitzaria eskaerak onartzeko konfiguratuta ez egotea, internetekin konektatuta dagoen bitartean

    ممکن است کار‌ساز در حالی که به اینترنت متصل است ، برای اجازه دادن به درخواستها پیکربندی نشده باشد

  • امانت گذاردن

    verb
  • جورکردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سهم دادن
    • صرفنظرکردن از
    • قانون وضع کردن
    • وضع شدن
    • وفق دادن
    • پذیرش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onartu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Onartu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجازه

    noun

    Ez dut onartzen gizon batek nire jokabidea kritikatzea.

    نمي تونم اجازه بدم يه مرد از رفتار شخصيم انتقاد کنه

عباراتی شبیه به "onartu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "onartu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه