ترجمه "osagile" به فارسی

پزشک, دکتر, طبیب بهترین ترجمه های "osagile" به فارسی هستند.

osagile
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پزشک

    noun
  • دکتر

    noun

    Medikuak esan dit ongi osatzen ari zarela.

    دکتر بهم گفت که بهبودت خيلي خوب داره پيش ميره.

  • طبیب

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " osagile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "osagile"

عباراتی شبیه به "osagile" با ترجمه به فارسی

  • اوساکا
  • قطعات الکترونیکی
  • افزودن · خوب شدن · خوب کردن · دربرداشتن · درست کردن · رفو کردن · ساختن · شفا دادن · مرمت کردن · پیوست کردن
  • تکمیل ادغام
  • همدست کردن
  • تحلیل مؤلفههای اصلی
  • تجویز دوا · جز ترکیبی · جزء · جزئی از یک ترکیب · دوا · عضو · عنصر · مؤلفه · مولفه
  • رابط بخش مؤلفه ای
اضافه کردن

ترجمه های "osagile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه