ترجمه "partida" به فارسی

مسابقه, بازی, خصم بهترین ترجمه های "partida" به فارسی هستند.

partida
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسابقه

    noun
  • بازی

    noun

    Ez al zinen partidarekin, Steve?

    فکر کردم داشتی بازی رو میدیدی استیو

  • خصم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رقیب
    • قمار بازی
    • مبارز
    • مخالف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " partida " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "partida"

اضافه کردن

ترجمه های "partida" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه