ترجمه "pastela" به فارسی
کوکه, کیک بهترین ترجمه های "pastela" به فارسی هستند.
pastela
-
کوکه
noun -
کیک
nounAmak hain gustuko duzun klementina pastela egin dizu.
مامان کیک پرتقالی موردعلاقه ت رو درست کرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pastela"
عباراتی شبیه به "pastela" با ترجمه به فارسی
-
فیلتر میانگذر
-
فیلتر پایینگذر
-
قشلاق کردن
-
مرخصی گرفتن
-
رسوخ · لجنزار · هندآف (handoff) · چکه
-
دوست داشتن
-
فیلتر بالاگذر
-
اتفاق افتادن · برگشتن · به انجام رسیدن · تحلیل رفتن قوا · خرج کردن · خطور کردن · در رسیدن · رخ دادن · صرف شدن · صرف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن