ترجمه "pilota" به فارسی
توپ ترجمه "pilota" به فارسی است.
pilota
noun
-
توپ
noun adjectiveKendu bi pilota kutxetik, hurrenez hurren, ordezkatu gabe.
به طور متوالی بدون جاگذاری دو توپ از جعبه بیرون میاریم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pilota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pilota" با ترجمه به فارسی
-
میله · چوب پا
-
ریزشمع
-
هندبال
-
راننده خودروی مسابقهای
-
بازی والیبال
-
خلبان آزمایش
-
جوجه · ماکو · مرغ
-
خلبانی کردن · هواپیمایی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن