ترجمه "pixka" به فارسی

اتم, افسون, اندازه کم بهترین ترجمه های "pixka" به فارسی هستند.

pixka
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتم

    noun
  • افسون

    noun
  • اندازه کم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تاموقعی که
    • تنی چند
    • تکه
    • جادو
    • جوهر فرد
    • حال انکه
    • حرف
    • خس
    • در حین
    • در صورتیکه
    • ذره
    • رنگ کم
    • ریزه
    • سحر
    • مادامیکه
    • مشت
    • مشتی
    • مقدار کم
    • نقطه
    • هیچ
    • پاره
    • کوچکترین ذره
    • یک مشت پر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pixka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pixka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pixka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه