ترجمه "plasma" به فارسی

پلاسما, خونابه, سرم بهترین ترجمه های "plasma" به فارسی هستند.

plasma
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    noun
  • خونابه

    noun
  • سرم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plasma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه