ترجمه "portu" به فارسی
بندر, شهر ساحلی, لنگرگاه بهترین ترجمه های "portu" به فارسی هستند.
portu
-
بندر
nounsaguzar justiziazaleak hankaz gora ditu portua eta inguruko etxebizitzak.
این قانون گریز خفاشی مکررا بندر رو هدف گرفته و ملک ها و پروژه های مجاور اون رو.
-
شهر ساحلی
noun -
لنگرگاه
nounKargamentua Bostoneko Portura doa, hamaiketan.
ببين ، محموله داره مياد ساعت 11 تو لنگرگاه بوستون هاربر. باشه.
-
پناهگاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "portu"
عباراتی شبیه به "portu" با ترجمه به فارسی
-
تفرجگاه ساحلی
-
اخلاق · اعمال · رفتار · کردارها · کرده ها
-
پرتغالی
-
بازیگر فیلم پورنوگرافی
-
پورتو الگره
-
پورتو
-
رفتار انسانی
-
پورتو نووو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن