ترجمه "preso" به فارسی

زندانی ترجمه "preso" به فارسی است.

preso
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندانی

    noun

    Alabaman, preso-kate bateko kide bat zigortzen dute zutoin batera lotuz eguerdiko eguzkipean.

    یک زندانی در دسته زنجیربند در آلاباما با دستبند شدن به یک تیر برق زیر آفتاب نیمروزی تنبیه میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preso" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "preso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه