ترجمه "radar" به فارسی
رادار, رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.
radar
-
رادار
nounChuck, zer berri radarrean?
چاک ، رو رادار چي ميبيني ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radar
-
رادار
Radarra, sonarra, hortz eskuila elektrikoak.
رادار ، ردياب صوتي ، مسواک برقي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن