ترجمه "sudur" به فارسی

بينی, بینی, دماغ بهترین ترجمه های "sudur" به فارسی هستند.

sudur noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بينی

  • بینی

    noun

    عضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد

    Ikusi dizkiozu sudur garaia, matrail sakona?

    بینی اش رو دیدی رو به بالا و کشیده است ؟ رو دیدی ؟

  • دماغ

    noun

    Eta gorroto izango bazenu hatza nola sartzen duen sudurrean?

    چي ميشه اگه تو از انگشت تو دماغ کردنش بدت بياد ؟

  • [[بینی]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sudur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sudur"

عباراتی شبیه به "sudur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sudur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه