ترجمه "sumin" به فارسی

برآشفتگی, خشم, غضب بهترین ترجمه های "sumin" به فارسی هستند.

sumin
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برآشفتگی

    noun
  • خشم

    noun
  • غضب

    noun
  • غیظ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sumin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sumin" با ترجمه به فارسی

  • قهر · لج
  • ازار · برآشفتگی · خشم · غضب · غیظ
  • بدتر کردن · برهم زدن · بی میل بودن · خسته شدن · خشمگین کردن · دیوانه کردن · رنجه داشتن · عصبانی کردن · متوقف کردن · مرعوب کردن · مزاحم شدن · هم زدن
  • تند خویی · زود خشمی · طحال
  • انفجار · اوقات تلخی · تظاهر · حمله صرع · غضب · غیظ · فوران · قهر · کج خلقی
  • بدتر کردن · برهم زدن · بی میل بودن · خسته شدن · خشمگین کردن · دیوانه کردن · رنجه داشتن · عصبانی کردن · متوقف کردن · مرعوب کردن · مزاحم شدن · هم زدن
اضافه کردن

ترجمه های "sumin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه