ترجمه "taula" به فارسی
جدول, تخته, قسمتی از برنامه بهترین ترجمه های "taula" به فارسی هستند.
taula
Noun
دستور زبان
-
جدول
Ezin da lerroa eguneratu taula nagusirik definitu ez delako
نتوانست سطر را بهروز کند ، زیرا جدول اصلی تعریف نمیشود
-
تخته
nounHau letren taula bat da.
این یه تخته ی هجی کردنه.
-
قسمتی از برنامه
noun -
نمودار
nounbiologiaren antzeko taula batean.
به همان روش زیستشناسی در نمودار قرار گرفتهاند—
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taula" با ترجمه به فارسی
-
گروههای جدول تناوبی
-
جدول تناوبی
-
جدول مسیریابی
-
میز اصلی
-
کارت امتیازی متوازن
-
نام جدول
-
جستجو محاسب
-
جدول تکراری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن