ترجمه "taxi" به فارسی

تاکسی, خودروی, تاکسی بهترین ترجمه های "taxi" به فارسی هستند.

taxi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاکسی

    noun

    17 urtean nabil taxista.

    من 17 ساله که راننده تاکسی هستم.

  • خودروی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taxi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Taxi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاکسی

    noun

    یک وسیله حمل و نقل عمومی است که برای حمل یک یا تعداد اندکی مسافر به کار میرود.

    Taxi bat hartu eta esango al zenioke gidariari auzoan bueltaka ibiltzeko gasolina gastatu arte?

    آیا پس از سوار شدن به تاکسی، از راننده میخواهی آنقدر دور یک میدان بچرخد تا بنزین ماشینش تمام شود؟

تصاویر با "taxi"

عباراتی شبیه به "taxi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taxi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه