ترجمه "telebista" به فارسی
تلویزیون, television, تلويزيون بهترین ترجمه های "telebista" به فارسی هستند.
telebista
noun
-
تلویزیون
nounLerdoa garaitzen baduzu, egongelan telebista egongo da.
اگه زدیش باید یه تلویزیون بزرگ تو خونت بذاری
-
television
-
تلويزيون
Orain, nire historia klinikoan jartzen duenez, Eleanorrek telebista berriemaile izateari buruzko aluzinazioak ditu.
الان در سوابق پزشكى من اين ثبت شده كه الئنور توهم گوينده اخبار تلويزيون بودن را دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " telebista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Telebista
-
تلویزیون
nounLerdoa garaitzen baduzu, egongelan telebista egongo da.
اگه زدیش باید یه تلویزیون بزرگ تو خونت بذاری
عباراتی شبیه به "telebista" با ترجمه به فارسی
-
بازیگر تلویزیون
-
کانال تلویزیونی
-
مجری تلویزیون
-
تلویزیون دیجیتال زمینی
-
هواشناس تلویزیون
-
تلویزیون پولی
-
تلویزیون اچدی
-
برنامه تلویزیونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن