ترجمه "tinta" به فارسی

مرکب, جوهر, مر کب بهترین ترجمه های "tinta" به فارسی هستند.

tinta
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرکب

    noun
  • جوهر

    noun

    Odol hura erabili zen liburuko tinta gisa.

    از خون به عنوان جوهر کتاب استفاده شد

  • مر کب

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tinta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tinta
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرکب

    adjective

عباراتی شبیه به "tinta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tinta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه