ترجمه "tiro" به فارسی
انفلوانزا, تیراندازی, کمانداری بهترین ترجمه های "tiro" به فارسی هستند.
tiro
-
انفلوانزا
noun -
تیراندازی
nounEseki eta Google-n bilatu nuen: "tiroketa Chapel Hillen".
قطع کردم و سریع در گوگل سرچ کردم، «تیراندازی در چَپِل هیل.»
-
کمانداری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tiro
-
ورزش تیراندازی
عباراتی شبیه به "tiro" با ترجمه به فارسی
-
رگبار · شلیک متوالی
-
غده تیروئید
-
خفه کن
-
توپ · قلعه · مهمات
-
غده تیروئید
-
غضروف تیروئید
-
تیراندازی · کمانداری
-
تمرین تیراندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن