ترجمه "tsar" به فارسی

تزار, امپراتور روسیه, تزار بهترین ترجمه های "tsar" به فارسی هستند.

tsar
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    " Tsarra, ez dakielako bere subditoen izena... "

    تزار ، بخاطر اين که اسمِ هيچکدوم از رعيت هاش رو نميدونه

  • امپراتور روسیه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tsar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tsar
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    " Tsarra, ez dakielako bere subditoen izena... "

    تزار ، بخاطر اين که اسمِ هيچکدوم از رعيت هاش رو نميدونه

اضافه کردن

ترجمه های "tsar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه