ترجمه "txango" به فارسی

تفرج, تفریح, سفر بهترین ترجمه های "txango" به فارسی هستند.

txango
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفرج

    noun
  • تفریح

    noun
  • سفر

    noun

    Behin, zure trasteen kutxa ireki nuen, halako txango batera joan aurretik.

    يه شب قبل از اينکه بري به سفر کوچيکت جعبه ابزار ماهيگيرت رو باز کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • سفر تفریحی
    • گردش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " txango " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Txango
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گشت و گذار

تصاویر با "txango"

عباراتی شبیه به "txango" با ترجمه به فارسی

  • رند · عصای زیر بغل · پست و حقیر · چوب زیر بغل
  • ماسک زدن · پنهان کردن · پوشاندن
اضافه کردن

ترجمه های "txango" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه