ترجمه "txoko" به فارسی

استخوان قوزک, مچ پا, کعب بهترین ترجمه های "txoko" به فارسی هستند.

txoko
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان قوزک

    noun
  • مچ پا

    noun
  • کعب

    noun
  • گوشه

    noun

    OK, George, panoramika bat egin dezakezu txokoko merkaturantz?

    خوب جرج، میتونی تصویر رو ببری عقب و مغازهی اون گوشه رو نشون بدی؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " txoko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "txoko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "txoko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه