ترجمه "uste" به فارسی

فرض, استدلال نظری, اعتقاد بهترین ترجمه های "uste" به فارسی هستند.

uste
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرض

    noun

    Beraz, gizakiak zuzendutako mutazioen aukeraketaren bidez, modu eraginkorragoan berdina egitea posible izango zela uste zuten momentu hartan.

    پس محققان چنین فرض کردند که اگر موجودات جهشیافته را خود در آزمایشگاه گزینش کنند، میتوانند به این فرایند سرعت بخشند.

  • استدلال نظری

    noun
  • اعتقاد

    noun

    " Samuraiek uste zuten bere egoteak zoritxarra eragingo lukeela ".

    اعتقادات پیشگاه سامورایی وی را حامل بد اقبالی به سرزمینشان می پنداشت

  • ترجمه های کمتر

    • اعتماد
    • باور
    • تحقیقات نظری
    • تخمین
    • حدس
    • ظن
    • عقیده
    • معتقدات
    • گمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uste" با ترجمه به فارسی

  • اظهار نظر کردن · براورد کردن · تخمین زدن · تصور کردن · حدس زدن · رهن گذاردن · شمردن · فرض کردن · نمودن · پنداشتن · گرو گذاشتن · گمان بردن
  • مجرمیت · محکومیت
  • اتفاقی · تصادف اتومبیل · تعجب · حادثه · حیرت · سانحه · شگفت · شیئی · عارضه · قضا وقدر · واقعه ناگوار · پیشامد
  • عدم حقیقت · عدم واقعیت
  • اتفاقی · تصادف اتومبیل · تعجب · حادثه · حیرت · سانحه · شگفت · شیئی · عارضه · قضا وقدر · واقعه ناگوار · پیشامد
اضافه کردن

ترجمه های "uste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه