ترجمه "zabal" به فارسی

پهن, باز بهترین ترجمه های "zabal" به فارسی هستند.

zabal adjective
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پهن

    adjective
  • باز

    adjective verb noun adverb

    Gehienek ez dituzte beren ekonomiak modu horretan zabaltzen.

    بیشتر کشورهای میزبان، اقتصاد خود را به روی پناهجویان این چنین باز نمی کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zabal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "zabal"

عباراتی شبیه به "zabal" با ترجمه به فارسی

  • پهنای باند
  • جلگه · هامون
  • کنترل توسعه
  • آهسته زدن · آگهی کردن · باز کردن · بالا آمدن · به کار گرفتن · تاب خوردن · تبلیغات کردن · فرستادن · متفرق شدن · وجب کردن · پل بستن · پهن شدن · پهن کردن · پوشاندن · پیچیدن · گسترش دادن · گشودن
  • ترساندن · مفتضح کردن · وحشت زده شدن
  • بسط و توسعه · فضای زیاد
  • شبکه گسترده
  • اتساع
اضافه کردن

ترجمه های "zabal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه