ترجمه "zahar" به فارسی

قدیمی, kohne, دیرین بهترین ترجمه های "zahar" به فارسی هستند.

zahar Adjective adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدیمی

    adjective

    Hegoafrikako aurpegia aldatzen ari zen borroka politikoaren ikur zirudien erritual zaharra zen.

    یک آیین خیلی قدیمی که نماد درگیری سیاسی به نظر میرسید که سیمای «آفریقای جنوبی» را تغییر داد.

  • kohne

  • دیرین

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کهن
    • کهنه
    • بزرگترین
    • بوی ناگرفته
    • بیات
    • فرزند ارشد
    • مبتذل
    • مسن ترین
    • نخست زاده
    • پير
    • پيرمرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zahar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "zahar"

عباراتی شبیه به "zahar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zahar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه