ترجمه "zaldula" به فارسی

اسب ترجمه "zaldula" به فارسی است.

zaldula
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسب

    noun

    Badakit zein kalte egin dezaketen bere zaldunek.

    من می دونم شوالیه های سوار بر اسب ، چیکار می تونن باهامون بکنن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zaldula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "zaldula" با ترجمه به فارسی

  • دلاور · سلحشور · شهسوار · شوالیه · قهرمان
  • التهاب · دمل · هیجان · چربی دانه · کورک
  • جوش سرسیاه
  • بی میل بودن · تامل کردن · لرزیدن · مردد بودن
  • عزب · مجرد · مهندس
  • سواره نظام · شوالیه گری
  • سالدوندو
  • بلاتلکیفی · تحیر · تردید · درنگ · شبهه · شک · شک و تردید · عدم تحقق · مسئله غامض · نامعلومی · ناپایداری زندگی · وضع دشوار · گمان
اضافه کردن

ترجمه های "zaldula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه