ترجمه "zentinela" به فارسی
نگهبان, نگهبانی بهترین ترجمه های "zentinela" به فارسی هستند.
zentinela
-
نگهبان
nounNire aita Iparreko zaintzaile bilakatu zenean. bere etxeak ez zuen banderak eman.
وقتی پدرم شد نگهبان شمال... خاندان شما رد کرد که زیر پرجمشون سوگند بخوره.
-
نگهبانی
nounBibliak, aldiz, Jesus jaio zen gauean artzainak beraien artaldeekin zelaietan zeudela dio.
اما کتاب مقدّس در مورد زمان تولّد عیسی میگوید که شبانان در صحرا از گلّههای خود نگهبانی میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zentinela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zentinela" با ترجمه به فارسی
-
انحراف · حرف چرند · خارج از منطق · خبط · خلاف منطق · ضلالت · وزش · پوچی · کج رفتاری
-
سرشماری
-
ارش · خبر · سلامت عقل · فراست · مرام · مقصود · منظور · نیت · هوشمندی · هوشیاری
-
حس
-
بانک مرکزی اروپا
-
شخص متوفی · مرحوم
-
سانتی
-
مامور سانسور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن