ترجمه "Bensiini" به فارسی

بنزین, بنزین, بنزين بهترین ترجمه های "Bensiini" به فارسی هستند.

Bensiini
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنزین

    noun

    Bensiini, tuli... Se poistaa todisteet täällä olostamme.

    بنزین ، آتش اون هر اثری رو از بودن ما در اینجا پاک می کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bensiini " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bensiini noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنزین

    noun

    Jos vain bensaa oli tankissa, jatkoimme matkaa uskoen ja luottaen Jehovaan.”

    تا وقتی که بنزین داشتیم به راهمان ادامه میدادیم و توکّل ما به یَهُوَه بود.»

  • بنزين

    noun

    Tuo on oikeasti tosi hyvä uutinen, koska bensa on melkein loppu.

    اين خبر خيلي خوبيه که بنزين ما کمه

  • گازولین

    noun

عباراتی شبیه به "Bensiini" با ترجمه به فارسی

  • جایگاه سوخت · پمپ بنزین
اضافه کردن

ترجمه های "Bensiini" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه