ترجمه "Cowboy" به فارسی

کابوی, کابوی, گاوچران بهترین ترجمه های "Cowboy" به فارسی هستند.

Cowboy
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوی

    Joku oli pahoinpidellyt sen mustassa cowboy-hatussa.

    یک نفر با کلاه کابوی مشکی آزارش داده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cowboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cowboy noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوی

    Joku oli pahoinpidellyt sen mustassa cowboy-hatussa.

    یک نفر با کلاه کابوی مشکی آزارش داده بود.

  • گاوچران

    noun

    Olette kommodorin mielestä jonkinlainen cowboy.

    کاپيتان فکر ميکنه که شما يه نوع گاوچران هستيد

عباراتی شبیه به "Cowboy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cowboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه