ترجمه "Esikoulu" به فارسی

پیشدبستانی, کودکستان, كودكستان بهترین ترجمه های "Esikoulu" به فارسی هستند.

Esikoulu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشدبستانی

  • کودکستان

    noun

    Mikey Kimble aloitti esikoulun etuajassa.

    مايکي کيمبل رو يه سال زودتر گذاشتن کودکستان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Esikoulu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

esikoulu noun دستور زبان

Kasvatuslaitos, jossa lapset käyvät yleensä ennen peruskoulua.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • كودكستان

    noun
  • مهد کودک

    Joissakin maissa lapset aloittavat esikoulun hyvin varhain, jopa kaksivuotiaana.

    حتی در برخی از کشورها مرسوم است که کودکان را در دوسالگی به مهد کودک بفرستند.

  • کودکستانی

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Esikoulu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه