ترجمه "Hana" به فارسی

شیر, شیر, شير آب بهترین ترجمه های "Hana" به فارسی هستند.

Hana
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Aina kun käänsin hanan päälle, olin ymmälläni.

    هربار که شیر اب را باز میکردم، هیجان زده میشدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hana noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Aina kun käänsin hanan päälle, olin ymmälläni.

    هربار که شیر اب را باز میکردم، هیجان زده میشدم.

  • شير آب

    verb

    Jos pidät ääntä, avaan hanan.

    اگه صدات در بياد ، شير آب رو باز مي کنم.

  • توپی

    noun
  • سوراخ گیر

    noun

عباراتی شبیه به "Hana" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Hana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه