ترجمه "Joulu" به فارسی

کریسمس, عيد ميلاد مسيح, ناتال بهترین ترجمه های "Joulu" به فارسی هستند.

Joulu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کریسمس

    proper

    Joulun tienoilla kristityn työnantaja saattaa haluta antaa joululahjan tai -rahan.

    طی ایّام کریسمس یا نوروز، بعضی کارفرمایان هدیه یا پاداشی به کارمندان خود میدهند.

  • عيد ميلاد مسيح

  • ناتال

  • کريسمس

    Vietä joulu omalla tavallasi ja anna minun viettää omallani.

    نظرت درباره کريسمس رو براي خودت نگه دار و بذار منم مال خودم رو داشته باشم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Joulu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

joulu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عید میلاد مسیح

    noun
  • عید نوئل

    noun
  • کریسمس

    noun

    Myöhemmin hän kuitenkin myönsi, että Venäjän laki ei vaadi kansalaisia viettämään joulua.

    با این حال، بعداً اذعان کرد که قوانین روسیه شهروندان را به گرفتن جشن کریسمس مجبور نمیسازد.

  • دسامبر

    noun

    Niin käy joka joulu.

    هر دسامبر اين اتفاق ميفته.

تصاویر با "Joulu"

عباراتی شبیه به "Joulu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Joulu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه