ترجمه "K" به فارسی

K, تو, هزار بهترین ترجمه های "K" به فارسی هستند.

K Letter دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • K

    noun

    K-vitamiinin puute, verensiirto äsken.

    و پلاسماي تازه سرد K با ويتامين قبل از عمل حل مي شه.

  • تو

    noun

    Raskas kk avaa tulen, kun miehet palaavat.

    وقتي که مرها تو قايقند ، يه چهارلول کاليبر 50 ميخوام که شروع به تيراندازي کنه.

  • هزار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هزار عدد
    • هزارتایی
    • پتاسیم
    • یک هزار دلار
    • یک هزار سال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " K " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "K" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "K" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه