ترجمه "Keksi" به فارسی
کلوچه, کلوچه, بيسکويت بهترین ترجمه های "Keksi" به فارسی هستند.
Keksi
-
کلوچه
nounKeksit on nimetty Massachusettsissa sijaitsevan kaupungin mukaan.
اسم کلوچه ها رو از روی یه شهر توی " ماساچوست " گذاشتن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Keksi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
keksi
noun
verb
دستور زبان
-
کلوچه
nounKerro minulle että se on resepti, noidutuille kekseille.
خواهش مي کنم بهم بگو که اين يه دستورپخت براي کلوچه هاي جادوييه.
-
بيسکويت
noun -
بیسکویت
nounHe testasivat lasten omia ruokamieltymyksiä, tyypillisesti pikkulapset pitävät enemmän kekseistä.
بدین ترتیب علاقه ی بچه ها به غذاهای مختلف رو می سنجن، و بچه ها بطور معمول بیسکویت گندمی رو ترجیح می دن.
-
شیرینی
nounKatso tuota helvetin keksiä!
این مراسم کادو رو ببین ، به این شیرینی های لعنتی نگا کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن