ترجمه "Lapsi" به فارسی
بچه, بچه, فرزند بهترین ترجمه های "Lapsi" به فارسی هستند.
Lapsi
Lapsi (elokuva)
-
بچه
nounLapsi (elokuva) [..]
Lapsi on laitettava etusijalle.
وقتي مادر بشي ، بايد بچه ات رو در اولويت قرار بدي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lapsi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lapsi
noun
دستور زبان
Ihminen, joka ei ole vielä tullut murrosikään.
-
بچه
nounIhminen, joka ei ole vielä tullut murrosikään. [..]
Kun lapsi on noin nuori, äiti saa yleensä huoltajuuden.
براي بچه هاي تو اين سن و سال پايين ، دادگاه بيشتر طرف مادر رو ميگيره.
-
فرزند
nounMyös jokainen heille syntynyt lapsi on ”pyhä” ja siten Jumalan suojeluksessa.
فرزندان آنان نیز در چشم خدا «مقدّس» شمرده میشوند.
-
کودک
nounSen avulla lapsi voi myös oppia ja kypsyä.
راهی است برای آنکه کودک آموزش ببیند و بالغ شود.
-
ترجمه های کمتر
- بَچِّه
- tefl
- بچ
- تراشنده
- تکفرزند
- جوانک
- زاده
- منگنه
- کر
- کوچک
تصاویر با "Lapsi"
عباراتی شبیه به "Lapsi" با ترجمه به فارسی
-
كودك نزاده
-
لاپلند
-
لاپلند
-
مول
-
پر · پروبال
-
نوزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن