ترجمه "Lasku" به فارسی

فاکتور, حساب, فاکتور بهترین ترجمه های "Lasku" به فارسی هستند.

Lasku
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاکتور

    Näitä laskuja ei ole maksettu.

    پول این فاکتور هارو ندادیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lasku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lasku noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساب

    noun

    Meidän pitäisi lähteä juhlimaan, viikonlopuksi kaupungista minun laskuuni.

    بايد جشن بگيريم ، واسه آخر هفته از شهر ميزنيم بيرون ، به حساب من.

  • فاکتور

    noun

    Näitä laskuja ei ole maksettu.

    پول این فاکتور هارو ندادیم

  • محاسبه

    noun

    Kaikissa näissä neljässä valtakunnassa tarkka virallinen ajanlasku perustui kuninkaiden hallitusaikoihin, ja sama laskutapa on siirretty Raamattuun.

    در همهٔ این پادشاهیها گاهشماری نظامهای حکومتی بر طبق حکمرانی پادشاهان محاسبه شده است و روش مشابهی در کتاب مقدّس نیز به کار رفته است.

  • ترجمه های کمتر

    • افول
    • بچه
    • جزر
    • دخترک
    • دوره رخوت
    • زمین باتلاقی
    • زوال
    • سیاهه
    • صورت
    • صورت حساب
    • فرود
    • فرونشینی
    • فروکش
    • قبض
    • کاهش فعالیت
    • کم وکاستی
    • یادداشت

تصاویر با "Lasku"

اضافه کردن

ترجمه های "Lasku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه