ترجمه "Luutnantti" به فارسی

ستوان, ستوان, افسر جز بهترین ترجمه های "Luutnantti" به فارسی هستند.

Luutnantti
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستوان

    noun

    Luutnantti Dietz ryhmineen nousee lautalle ja noutaa paketin.

    ستوان ديتز و گروهش اونجا رو پوشش ميدن و بسته رو دريافت ميکنن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Luutnantti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

luutnantti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستوان

    noun

    افسر جزء نظامی

    Joskus luutnantti Dan tuli mukaan, mutta rukoileminen jäi minulle.

    بعضي وقت ها ستوان دن هم ميومد ، هرچند دعا کردن رو به من واگذار مي کرد.

  • افسر جز

    noun
  • تابع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زیردست
    • ستوان یکم
    • فرعی
    • مادون
اضافه کردن

ترجمه های "Luutnantti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه