ترجمه "Maa" به فارسی

زمین, زمين, زمی بهترین ترجمه های "Maa" به فارسی هستند.

Maa Proper noun proper دستور زبان

Maa (elokuva)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    سومین سیاره (نسبت به خورشید) در منظومه شمسی

    Maa on niiden mukaan pelkkä pysähdyspaikka tai astinlauta matkalla jonnekin muualle.

    آنان کرهٔ زمین را صرفاً پلّهای برای رسیدن به زندگیای ورای حیات روی زمین میدانند.

  • زمين

    proper

    Jos Maa ei liikkuisi sen akselilla niin tähtien sijainti ei muuttuisi.

    اگر زمين صاف به دور محور خود را حرکت کند ستارگان و موقعيت آنها را تغيير نکند.

  • زمی

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • arz
    • zamin
    • замин
    • ارض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Maa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

maa noun دستور زبان

Itsenäinen poliittinen taho, joka toimii laajan maantieteellisen alueen ylimpänä auktoriteettina. [..]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun

    Kuoret olivat sisäkkäin, ja maa oli – liikkumattomana – niiden keskipisteessä.

    این گویها در درون یکدیگر واقع هستند و زمین به طور بیحرکت در مرکز آنها قرار دارد.

  • کشور

    noun

    alue, jota asuttaa yksi kansa

    Jos Percy kaatuu, tämä maa ei koskaan toivu.

    اگه پرسي نابود بشه ، اين کشور ديگه هيچوقت درست نمي شه.

  • میهن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرزمین
    • خاک
    • zamin
    • بوم
    • جهان
    • گیتی
    • اِرت
    • تملک زمین
    • خاک و خل
    • خشکی
    • دولت
    • سامان
    • ستان
    • فرمانروایی
    • کره ذمین
    • گرد
    • گوی

عباراتی شبیه به "Maa" با ترجمه به فارسی

  • کشوری برای پیرمردها نیست
  • سیبزمینی ترشی · شلغم فرنگی
  • مالک · وابسته به زمین
  • عالم رویا
  • اسمان · بهشت · بهشت برین · خدا · سپهر · فردوس · قدرت پروردگار · گردون
  • -stān
  • کشورهای تازه صنعتیشده
  • سرزمين رفاه
اضافه کردن

ترجمه های "Maa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه