ترجمه "Rinta" به فارسی
سینه, پستان, سینه بهترین ترجمه های "Rinta" به فارسی هستند.
Rinta
-
سینه
nounRintani hiissasivat pitkin muovista kojelautaa.
سینه های من بخاطر ماده ی پرسی ابزار هواپیما کشیده میشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rinta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
rinta
noun
دستور زبان
-
پستان
noun2|maitorauhanen
-
سینه
noun1|yläruumiin etuosa
Mitä Nebukadnessarin unen kuvapatsaan hopeinen rinta ja hopeiset käsivarret kuvasivat?
سینه و بازوهای تمثالی که نَبوْکَدْنَصَّر در خواب دید توصیفکنندهٔ چه بود؟
-
قفسه سینه
noun1|yläruumiin etuosa
CT-kuvat rinnasta, vatsasta ja lantiosta jotta näemme leviämisen.
یه سی تی اسکن ، برای دیدن قفسه سینه ، شکم و لگن تا ببینیم که پخش نشده باشه.
-
ترجمه های کمتر
- سینه انسان
- نوک پستان
- پستانک
عباراتی شبیه به "Rinta" با ترجمه به فارسی
-
افزودن به
-
دامنه · ساحل · سرازیری · شیب · ماهر · پیست
-
پستان
-
تخته سنگ · سینه کش · صخره
-
سینه ای · صدری
-
کنارگذاشتن
-
آراستن · منظم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن