ترجمه "Risti" به فارسی

صلیب, خاج, صلیب بهترین ترجمه های "Risti" به فارسی هستند.

Risti
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلیب

    noun

    Risti vertauskuvana on peräisin muinaisista vääristä uskonnoista.

    نشان صلیب از مذاهب کاذب دوران باستان سرچشمه میگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Risti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

risti noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاج

    noun
  • صلیب

    noun

    Heillä oli jopa rintaneula, jossa oli risti ja kruunu.

    آنها حتی سنجاق سینهٔ «صلیب و تاج» داشتند.

  • چلیپا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تقاطع
    • خنجر
    • دشنه
    • کارد
    • گشنیز
    • † علامت

تصاویر با "Risti"

عباراتی شبیه به "Risti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Risti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه